|
سنگ انرژي زا آهن ، نيترات ، سديم ، منيزيم و ... از عناصر وجودي ماهستند كه در دل سنگ ها و كاني ها وجود دارند پس مي توان گفت كه سنگ ها زنده هستند سنگ سترين داراي اين ويژگي هاي تقويت كننده تفكر ، تقويت كليه ها ، مثانه ، شكم ، پانكراس و طحال ، ضد خستگي و فرسودگي است . متولدين هر ماه سنگ هايي دارند كه اگر از آنه ا استفاده كنند انرژي هاي مثبت خود را تقويت كرده و ضعف هايشان را برطرف مي كنند . سنگ سيترين براي متولد ين ماه هاي خرداد ، شهريور ، و آبان تأثيرات بيشتري دارد است .
+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 10:25  توسط هادی
|
دستورهاى ده گانه در ترک استمناء
خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا» MASTURDATIONكه گاهى به تناسب يك افسانه تاريخى «اونانيسم» نيز ناميده مى شود. اگر چه غير قابل انكار است، زيرا به زودى شكل «اعتياد» به خود مى گيرد، اعتيادى ريشه دار و كشنده دارد تا آن جا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مى رسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مى گردد. ولى از آن خطرناك تر يأس و نوميدى از مبارزه با اين اعتياد است، زيرا اين نوميدى بزرگ ترين سدّ راه نجات مبتلايان خواهد شد و واكنش هاى فوق العاده نامطلوب روحى در آنها ايجاد خواهد كرد. آنها هرگز نبايد به خود تلقين كنند كه اين اعتياد تا آخر عمر از آنها دست بردار نيست و يا آثار آن همچنان باقى خواهد ماند. منتها بايد با هوشيارى كامل و تصميم قاطع و به كار بستن «دستورهاى آينده» به مبارزه پى گيرى برخيزند. كسانى كه از چنگال اين عادات شوم نجات يافته اند بايد قدر پاكى خود را بدانند، و در حفظ آن نهايت مراقبت را بنمايند، از هر گونه وسوسه شيطانى در اين راه بپرهيزند، و با هيچ قيمتى سرنوشت خود را به دست افراد گمراه و معاشران منحرف نسپارند. همان طور كه سابقاً هم اشاره كرديم شرط پيروزى قطعى در مبارزه با هر نوع اعتياد غلط - اعم از اعتيادهاى خطرناك جنسى يا اعتيادهاى ديگر - پس از «اميدوارى و اطمينان به پيروزى» داشتن تصميم قاطع است. تصميمى آهنين و محكم و متّكى به ايمان و شخصيت و شرافت و وجدان. تصميمى راسخ و غير قابل عدول. حتّى اگر به عللى اين تصميم ده بار هم شكسته شد مجدداً، بلكه قاطع تر و راسخ تر بايد تصميم بگيرند و با همان اميدوارى و ايمان تصميم خود را تجديد كنند. زيرا سرانجام آثار اين تصميم ها در ناخودآگاه آنها اثر گذارده و هنگامى كه روى هم متراكم شد تأثير خود را خواهد بخشيد. امّا مسلّماً و بدون ترديد اگر اين تصميم شكسته نشود خيلى زودتر آثار اين عادات شوم از روح و جسم آنها برچيده خواهد شد. بديهى است اين گونه افراد اگر رابطه و پيوند نزديكى با خداى خود برقرار سازند و با تمام ذرات وجود خود از ساحت مقدّس او استمداد جويند، و به لطف او اميدوار و دلگرم باشند در پرتو اين ايمان مذهبى خيلى زودتر نتيجه خواهند گرفت. * * * اكنون كه اين مراحل پيموده شد بايد امور زير را دقيقاً به كار بندند. ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسايى دارد. 1- اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى اگر جوانان انتظار داشته باشند كه هر شب در سينما يا در برابر تلويزيون ناظر صحنه هاى هوس آلود «فيلم هاى سكسى» باشند، و همه روز قسمت مهمى از وقت گران بهاى خود را به مطالعه «رمان هاى عشقى» و تماشاى «عكس هاى شهوت انگيز» مجلات فاسد و مبتذل بگذرانند، و در كوچه و خيابان با ولع تمام اندام برهنه زنان و دختران را ورانداز كنند، اين گونه «تحريكات مصنوعى» كه هيچ گونه ضرورتى هم ندارد، مسير فكر هر جوانى را از مسائل اصولى زندگى تغيير مى دهد و به سوى مسائل جنسى، آن هم به صورت حاد و طغيانگر، مى كشاند. شب و روز، آنها را در يك حال اضطراب دائمى عصبى كه آثار نامطلوب آن بر تمام وجود آنان سايه خواهد افكند نگه مى دارد. همه جوانان عزيز - مخصوصاً آنهايى كه داراى پاره اى از عادت هاى غلط جنسى هستند - بايد به شدت از اين گونه امور بپرهيزند، از ديدن اين فيلم ها، و مطالعه آن رمان ها و هر گونه چشم چرانى عمدى اجتناب ورزند، آرامش فكرى خود را بى جهت بر هم نزنند، و اعصاب نيرومند خود را با هيجان هاى دائمى تضعيف نكنند. براى موفقيت در اين قسمت لازم است سرگرمى هاى سالم و مناسبى براى اوقات فراغت خود انتخاب نمايند و به كمك دوستان خود برنامه هاى صحيحى براى اين اوقات تنظيم كنند. اين سرگرمى ها ممكن است: ورزش هاى فردى و دسته جمعى پياده روى در هواى آزاد مطالعه كتب سودمند و مفيد پرورش گل در منزل و به طور كلى كارهاى كشاورزى، كارهاى دستى جمع آورى اشعار تهيه كلكسيون هاى عكس و تمبر و مانند اينها.
* * * 2- تهيه برنامه فشرده و تمام وقت جوانان بايد بطور حتم براى تمام شبانه روز خود برنامه تنظيم كنند به طورى كه يك ساعت وقت بيكار و بدون برنامه نداشته باشند. نمى گوييم مرتباً درس بخوانند يا كار كنند، بلكه مى گوييم اگر تفريح يا ورزش هم دارند برنامه داشته باشند، و يك ساعت خالى از برنامه نباشد. جوانان بايد بدانند بزرگ ترين بدبختى براى يك جوان اين است كه وقت هاى خالى از هر گونه برنامه داشته باشد. -------------------------------------------------------------------------------- 1. در نشريه اى كه تحت عنوان «سرگرمى هاى خطرناك» به وسيله مطبوعات هدف نشر داده شده قسمت قابل توجّهى از سرگرمى هاى سالم تشريح گرديده است.
حتى اگر جوانان بتوانند برنامه روزانه خود را كمى بيش از مقدار وقتشان تنظيم كنند به طورى كه فكر آنها حتى يك لحظه بيكار به معناى واقعى نباشد بهتر است، زيرا اشتغالات فراوان فكرى، اثر عميقى در انصراف فكر از آن عادات شوم دارد. بسيار ديده شده كه افراد معتاد به سيگار در روزهاى تعطيلى چند برابر روزهايى كه مشغول كار هستند سيگار دود مى كنند، اين تفاوت فاحش، اثر همان اشتغال فكر و اعصاب و بدن به كارهاى مثبت و انصراف از كارهاى بيهوده يا زيان آور در ايّام غير تعطيلى است. خلاصه افرادى كه گرفتار اعتيادهاى غلط جنسى هستند اگر برنامه مشغول كننده اى براى تمام وقت خود نداشته باشند به آسانى نمى توانند اين عادت را از سر خود دور كنند، 3- توجّه مخصوص به ورزش معروف است ورزشكاران نسبت به مسائل جنسى كم علاقه هستند، چون ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فكرى آنها را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل ديگر كم مى كند. به همين دليل براى جلوگيرى از تحريكات زياد جنسى لازم است جوانان برنامه هاى وسيع و متنوع ورزشى انتخاب كنند. مبتلايان به اين عادت شوم غالباً افرادى گوشه گير، منزوى كم تحرك و خمود هستند و همين گوشه گيرى و انزوا و عدم تحرك وضع آنها را تشديد مى كند، و اگر از اين وضع به كلى در آيند و زندگى خود را با تحرك زياد بياميزند اثر عميقى در بهبود حال آنها و ترك عادتشان خواهد بخشيد.
اين افراد هر چه وقت اضافى و خالى از برنامه دارند بايد به بازى هاى گوناگون ورزشى و يا پياده روى در هواى آزاد تخصيص دهند تا هم سلامت از دست رفته خود را باز يابند و هم قسمتى از انرژى هاى جسمى و فكرى آنها متوجه اين قسمت گردد. به همان اندازه كه تحرّك و ورزش هاى فردى و دسته جمعى براى آنها مفيد است، انزوا و به گوشه اى خزيدن و در فكر فرو رفتن براى اين قبيل افراد سم مهلك است كه بايد به هر قيمتى شده از آن دورى گزينند. اين توصيه را فراموش نكنيد و آثار معجزه آساى آن را ببينيد، در روز آن قدر ورزش كنيد كه خسته شويد و شب هنگام به محض اين كه در بستر آرميديد در خواب عميقى فرو خواهيد رفت و از شر بسيارى از خيالات و افكار مضر و كشنده كه در اين موقع به سراغ جوانان مى آيد در امان خواهيد بود! * * * 4- بايد عادتى جانشين عادتى گردد روانشناسان مى گويند: براى ترك يك عادت بد حتماً بايد به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشين عادت بد نمود. مثلا كسانى كه عادت به قمار دارند، و با اين كه تمام زيان هاى آن را مى بينند و حس مى كنند، باز حاضر نيستند آن را ترك گويند، و به گفته خودشان وقت قمار كه مى رسد نمى فهمند چه نيرويى آنها را مانند يك اسير و برده به سوى اين عمل كه عقل و وجدانشان آن را محكوم ساخته مى كشاند؟!، چنين كسانى براى اين كه بر اين عادات غلط پيروز شوند حتماً بايد در همان ساعات، بازى صحيحى را (مانند يك مسابقه ورزشى سالم) جانشين بازى قمار كنند تا اين عادت بد به اصطلاح از سر آنها بپرد. و به عبارت ديگر انرژى خاصى كه تحت تأثير انگيزه عادت در آن حال تحريك مى گردد به اين سمت كشيده شود و مصرف گردد بدون اين كه هيچ گونه واكنش نامطلوبى داشته باشد (دقت كنيد). در مورد عادات بد جنسى بايد درست در همان ساعاتى كه انگيزه آن در مبتلايان توليد مى شود به سراغ برنامه خاصى براى چنين ساعتى از قبل پيش بينى كرده اند بروند، به سراغ مسابقه علمى، ورزشى، مسابقه هوش، مطالعه يك اثر جالب، يك ورزش مورد علاقه مانند كوهنوردى، اسب سوارى و... اين كار را آن قدر ادامه دهند كه جانشين عادت بد سابق گردد. * * * 5- پرهيز مطلق از تنهايى اين گونه افراد بايد حتماً و بدون هيچ گونه قيد و شرط از تنها ماندن به شدت اجتناب كنند. هرگز تنها نباشند; در خانه تنها نمانند، شب در اطاق تنها نخوابند، تنها براى مطالعه به نقاط خلوت نروند. و به محض اين كه در محيطى احساس كردند تنها هستند
اين گونه افراد مخصوصاً بايد اين نكته را فراموش نكنند كه به مجرد اين كه نخستين تحريك را در خود حس مى كنند بلافاصله برخيزند و سرگرم كار ديگرى شوند. فراموش كردن اين تذكر غالباً گران تمام مى شود. تنهايى، محيط كاملا مساعدى است براى پرورش ميكرب اين اعتياد در فكر هر جوان، و تمام جوانانى كه مى خواهند خوشبخت و سالم و از خطرات عظيم استمنا در امان باشند بايد از تنهايى بپرهيزند. 6- ازدواج در نخستين فرصت اين افراد اگر امكاناتشان اجازه مى دهد بايد در نخستين فرصت ازدواج كنند حتى اگر امكانات آنها «تنها» براى انتخاب نامزد (البتّه نامزد مشروع كه عقد شرعى آن اجرا شده باشد) فراهم است بايد اين فرصت را نيز از دست ندهند. خلاصه ازدواج تأثير قابل توجّهى در مبارزه با اين انحراف جنسى دارد و در صورتى كه دامنهة توقّعات را كوتاه و تشريفات زايد و بيجا را از آن حذف كنند كارى است بسيار سهل و ساده و آسان، ولى متأسفانه يك سلسله اوهام و قيود غلط، دست و پاى غالب طبقات را - اعم از تحصيل كرده و بى سواد - در اين قسمت بسته است. بعضى از جوانان معتاد از ازدواج وحشت دارند، ولى اين وحشت كاملا بى اساس است زيرا با به كار بستن دستورها هم ترك اين اعتياد آسان است و هم پيروزى در تمام مراحل ازدواج و زناشويى.
7- تلقين و تقويت اراده «تلقين» نيز در مبارزه با اين عادت رُل مهمى را بازى مى كند. افراد معتاد بايد مرتباً به خود تلقين كنند كه به خوبى قادر هستند اين عادت زشت را ترك گويند. براى اين كه تلقين در آنها اثر قوى و سريع ببخشد آن طور [ 176 ] علاوه بر اين بايد براى تقويّت اراده از مطالعه كتاب هاى روانى كه براى تحكيم و رشد شخصيت و تقويت اراده نوشته شده است غفلت نورزند، زيرا همان طور كه دانستيم - و همه معتادانى كه موفق به ترك اين عادت بد و ساير اعتيادهاى ناپسند شده اند اعتراف دارند - نخستين گام در اين راه «اراده و تصميم» است. * * *
از معاشرت و همنشينى با افراد منحرف و مبتلا به اين عادت بد، در همه اوقات مخصوصاً دوران مبارزه، بايد به طور مطلق دورى جست همان طور كه از مبتلايان به «وبا» فرار مى كنند. علاوه بر اين بايد زيان ها و عواقب دردناك و مرگبار اين عمل را هرگز از خاطر خود دور ندارند و هرگز گوش به سخنان وسوسه انگيز اين و آن ندهند. نقش معاشران بد و فاسد در ابتلاى به اين انحراف، و ادامه آن، بسيار عجيب است آنها براى اين كه كمتر احساس گناه و بدبختى كنند سعى دارند افراد ديگرى را نيز مبتلا سازند و به سرنوشت غم انگيز خود گرفتار نمايند، لذا همواره مى كوشند با سخنان وسوسه انگيز اين عمل شوم و زشت را لذت بخش و كم ضرر جلوه دهند، ولى جوانان بيدار هرگز در دام وسوسه هاى شيطانى آنها نمى افتند. * * *
داشتن يك رژيم غذايى كامل و سالم كه موجب تقويت عمومى بدن گردد نيز در مبارزه با اين عادت كه در بسيارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گيرد و يا خود عامل ضعف اعصاب است تأثير قابل توجّهى دارد. استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى كه وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نيز كمك مؤثرى به اين گونه افراد مى تواند بنمايد. همچنين اين گونه افراد بايد به شدت از پوشيدن لباس هاى تنگ و چسبان كه عامل مؤثّرى براى تحريك مصنوعى است بپرهيزند، اين گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زيان بخش و حتى گاهى خطرناك است هم به نمو و رشد طبيعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگيز و تحريك آميز است. * * *
نيروى ايمان و عقيده مذهبى مى تواند بزرگ ترين كمك را به اين مبتلايان كند و آنها را به زودى از چنگال اين عادت بد نجات بخشد. اين گونه افراد هرگز نبايد خود را يك فرد نفرين شده و مطرود درگاه خداوند بدانند. بلكه بايد به لطف خداوند بزرگ كاملا اميدوار باشند و هنگام نماز و پس از نماز كه سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نياز مى كنند با تمام دل و جان و با تمام ذرات وجود خويش از او بخواهند كه آنها را در ترك اين عادت زشت يارى كند و از چنگال آن برهاند و مطمئناً هرگاه با جان و دل به او توجّه نمايند، لطف خداوند مهربان به يارى آنها خواهد شتافت و در اين مبارزه حياتى پيروز خواهند شد. و نيز بايد در همه جا و در همه حال او را حاضر و ناظر بدانند و هرگز به خود اجازه ندهند در پيشگاه مقدّس او دست به چنين كار خلافى بزنند.
پايان
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:58  توسط هادی
|
مثلث برمودا محلی است وهمانگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شدهاند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شدهاند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پارهای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.
موقعیت مثلث برمودا وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. منطقه وحشت
علل واقعه
داستانی عجیب
گذشته و آینده برمودا
دانشمند ژیوفیزیک و نظراتش
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:45  توسط هادی
|
عشق به خدا يعنی چه ؟؟؟
خداوند می فرمايد: هر کس مرا طلب کند در خواهد يافت مرا و کسی که مرا دريابد به من معرفت پيدا خواهد کرد و هر کس مرا شناخت به من محبت می ورزد و کسی که مرا دوست داشت و محبت ورزيد، عاشقم می شود و کسی که عاشقم شد من هم عاشقش می شوم و کسی که عاشقش شدم به شهادتش می رسانم و کسی را که شهيد کردم بر من است ديه ی او و کسی که ديه اش بر من باشد من خود ديه او می شوم.
قال الشيطان: از آدم در تعجبم از اينکه خداوند را دوست دارند و او را می پرستند ولی اطاعت او نمی کنند. اما مرا لعن و نفرين می کنند و مرا دشمن می دانند ولی در عوض مرا اينقدر اطاعت می کنند.!!!
*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*
"يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور" شعر اين هفته تقويم... است. با خود گفتم يحتمل يوسف گم گشته ای در راه است. غافل از اينکه روزگار شعر "بی مهر رخت روز مرا نور نماندست" را زمزمه می کند.! اگر او می دانست نديدنش و نخواندنش چقدر برايم سخت و دشوار است شايد هرگز تصميم نمی گرفت که خانه اش را ذبح کند.!!
پ.ن: خدايا ! تا کی بايد قطرات آب اين کولرهايی که همچنان بر سر خود می زنند تا بتوانند کمی هوای دم کرده اتاقها را خنک کنند را، بچه های اين حوالی به خيال قطرات زلال باران اشتباه بگيرند.. پ.ن: قربون قدرت و حکمت خدا برم چند حوالی آنطرفتر هوا آنقدر سرده که با وجوديکه خودت رو با شونصدتا لباس گرم می پوشونی بازم سرما تا مغز استخوانت نفوذ ميکنه ولی اينجا هوا گرمه و با يه تی شرت نازک نسيم خنکی هم به پوستت اصابت نمی کنه. دلم برای راه رفتن روی برگهای خشک پاييزی با آن صدای خش خش آرامش بخشی که دارد.. دلم برای قدم زدن زير بارون و درست کردن آدم برفی بدجوری تنگ شده است.. هوای دلم اين روزها ابريست، در انتظار بارانم.!
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:32  توسط هادی
|
جوشانده هسته خرما براي درمان سنگ كليه و مثانه مفيد است برخلاف تصور عموم خرما جوشهاي جواني يا آكنه را نه تنها بوجود نميآورد بلكه آنها را بهبود بخشيده و از بين ميبرد.خوردن خرما براي جلوگيري از سرطان مفيد است و به عضلات نيرو ميبخشد و اعصاب را تقويت ميكند. همچنين، به علت وجود فسفر در خرما اعمال مغزي را بيشتر بكار انداخته و تحريكات دفاعي را افزايش ميدهد.خرما حاوي ويتامينهاي A ، B، E وC و مواد قندي و آهن است؛ از ديگر امتيازات آن سرشار بودن آن از منيزيم است. براساس پژوهشهاي جديد معلوم شده كه ويتامين E موجود در خرما باعث تقويت قواي جنسي ميشود. همچنين شكوفه و هسته خرما نيز سرشار از خواص درماني است تا جايي كه شكوفه خرما داراي خاصيت ضدعفوني كنندگي، تقويت كننده بينايي و شنوايي بوده و درد مفاصل را تسكين ميدهد.جوشانده هسته خرما براي درمان سنگ كليه و مثانه مفيد است و پودر آن نيز اسهال مزمن را درمان كرده و خاصيت ضدعفوني كنندگي دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 14:3  توسط هادی
|
چنانچه نظر یا پیشنهادی دارید لطف ایمیل بزنید قبلا از لطف شما سپاسگزارم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 13:52  توسط هادی
|
بسيار عجيب است كه مسلمانان از معادله ي ديگري استفاده مي كنند تا اين مطلب را آشكار نمايند كه فرشتگان به سرعت نور شتاب مي گيرند. قرآن آنها در يك آيه بيان مي كند كه ظاهرا زمان براي فرشتگان با سرعت ثابت از براي انسانها كمتر مي گذرد. كه اين مطلب با نسبيت خاص اينشتين صدق مي كند كه در آن نيز در سرعتهاي بالا زمان براي اشيايي با آن سرعت آرام تر مي گذرد. مسلمانان از نسبيت خاص اينشتين و اين آيه استفاده كرده اند تا از اين مطلب كه فرشتگان در حقيقت به سرعت نور شتاب مي گيرند حمايت كنند. آيه: "فرشتگان و ارواح در يك روز به او (مذكر) صعود كردند كه اين معادل پنجاه هزار سال براي انسان است"! در اينجا فرشتگان يك روز را معادل پنجاه هزار سال براي انسان گذر مي كنند. (زمان در مقابل زمان و نه زمان در مقابل فاصله مانند آيه ي قمري قبل). اگرچه طبق نظريه ي نسبيت خاص اينشتين و بوسيله ي اين تغييرات زمان (تاخيرات زماني) بدست آمده به عنوان يك ادعا از مسلمين (كه واقعا آن فرشتگان به سرعت نور شتاب مي گيرند) را مي توانيم تصديق يا انكار كنيم. اين ادعا مي تواند در دو دقيقه تصديق شود كه آنگاه هيچ نيازي به عقايد كوركورانه نخواهد بود. آلبرت اينشتين يك مسلمان نبود اما يهودي اي بود كه نظريه ي معروف نسبيت خاص را ارائه داد. هرچه سرعت بيشتر بشود زمان آرام تر مي گذرد. در بيرون يك ميدان گرانشي زمان اينگونه است: ∆t= ∆t0/ (1-v^2/c^2) ^0.5 جاييكه ∆t0 زماني مي باشد كه براي متحرك بوسيله ي متحرك معادل است. ∆t زماني است كه براي متحرك معادل گذر ايستگاهي است. V سرعتي است كه به شاهد ايستگاهي نسبت داده مي شود. ∆t0 زماني است كه براي فرشتگان مي گذرد. (يك روز). ∆t زماني است كه معادل زمان براي انسانها است. (پنجاه هزار سال قمري در دوازده ماه قمري بر سال قمري در 27.321661 روز بر ماه قمري). و V سرعت فرشتگان در اين مورد است. (كه ما قصد داريم آنرا حساب و با سرعت شناخته شده ي نور مقايسه كنيم). سرعت نور در خلا 299792.458 كيلومتر بر ثانيه است. از معادله ي بالا مي توانيم آن سرعت ناشناخته را حساب كنيم: v=c (1-∆t0 ^2/∆t^2) ^0.5 حال بهتر است اظهارات مسلمين را در معادله جايگزين كنيم و ببينيم كه فرشتگان مسلمين واقعا به سرعت نور شتاب مي گيرند يا نه؟ ارقام را از آيه در اين معادله جايگزين مي كنيم: v =c (1-(1^2/(50000*12*27.321661)^2))^0.5 اين اتساع زماني (تغييرات زماني) نشان مي دهد كه فرشتگان در بيرون از ميادين گرانشي به سرعت نور شتاب مي گيرند. (كمي كمتر از سرعت نور زيرا جرم دارند). اين نمي تواند يك تصادف باشد زيرا سرعت حساب شده دقيقا يكسان با آيه ي قمري قبلي همچنين در بيرون از يك ميدان گرانشي است. مسلمانان همواره مي پرسند كه چگونه يك مرد بي سواد 1400 سال پيش توانسته اتساع زماني و هسته نسبيت را بدست آورد! پس قرآن كلام خداست.
منبع: http://www.speed-light.info
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 15:37  توسط هادی
|
رعايت آداب دعا براى بهره مندى بهتر از مكتب دعا
هر عبادتى آداب و شرايطى دارد كه منهاى آن آداب و شرايط, اثر بخش نخواهد بود, بنابراين بايد آداب و شرايط دعارا شناخت وآن را فراهم كردتا اثر بخش باشد, در چنين صورت قطعا اثر به سـزايى در خودسازى و بـهسازى خواهـد داشت. به عنوان مثال; تصـميم بر ترك گنـاه, صاف نمودن قلب, غذا و كسب حـلال, امر به معروف و نهى از منكر, پذيرفتن رهـبر عادل و شايسته از شرايط دعا است, آداب دعا نيز بسيار است از جمله:
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 8:14  توسط هادی
|
روزهاي هفته در گاهشماري ايراني
كاربرد هفته و روزهاي هفتگانه آن اهميت فراواني در نظامهاي گاهشماري (خورشيدي يا مهي) دارد. با اينكه گاهشماريهاي گوناگون جهان در بسياري از جزئيات محاسباتي و ديگر ويژگيها كاملاً با يكديگر متفاوت هستند، اما شيوه روزشماري بر مبناي هفت روز هفته در همه آنها يكسان است. ميدانيم كه شمار روزهاي ماه و سال در گاهشماريهاي گوناگون و حتي در هر گاهشماري خاص، با يكديگر متفاوت هستند و گاه در طول تاريخ و براي اصلاح آن، تغييراتي در شمار آنها داده شده است. همچنين ممكن است كه شمار روزها در سالهاي كبيسه دچار افزودگيهايي شوند. اما اهميت ديگر روزشماري بر مبناي روزهاي هفته در اين است كه هيچگاه و به هيچ علتي، ترتيب و توالي روزها و تعداد آن تغيير نميكند و پيوستگي روزهاي آن تابع نظامهاي گاهشماري نيستند. به عبارت ديگر «هفتهشماري» خود به تنهايي و بدون ارتباط با هر گاهشماري ديگري، يك نظام ساده، دقيق و فراگير در محاسبههاي تقويمي در سراسر جهان دانسته ميشود. اين ويژگي ممتاز، اهميت فراواني در تطبيق مناسبتهاي تاريخي و درك ميزان درستي يا نادرستي دادههاي تاريخي دارد. تنها تفاوت موجود در هفتهشماري، روز تعطيل قراردادي آن است.
امروزه بسياري بر اين گمانند كه در ايران باستان و نيز در گاهشماريهاي ايراني از واحد هفته استفاده نميشده و در نتيجه نامهايي نيز براي روزهاي هفته در فرهنگ ايران وجود نداشته است. البته چنين گماني دلايلي نيز داشته و آن اينكه در هيچيك از متون كهن شناختهشده ايراني نامي از هفته و روزهاي آن در دوران باستان برده نشده است. همچنين اين را نيز ميدانيم كه گاهشماري عصر ساساني بدون هفتهشماري بوده و روزهاي هر ماه، صرفاً با نام ويژه همان روز شناخته ميشده است. تا اينجا ميتوانيم چنين بپنداريم كه در گاهشماري رسمي و دولتي ساساني، از روزهاي هفته بهرهگيري نميشده است؛ اما نميتوانيم اين گمان را به همه دورههاي تاريخ ايران، همه تقويمها و همه اقوام و اديان تعميم دهيم.
از سوي ديگر از دخل و تصرفهاي فراوان ساسانيان و به ويژه موبدان درباري آن دوره در تاريخ و فرهنگ ايرانزمين آگاهي داريم و ميتوانيم چنين احتمال دهيم كه كنار نهادن هفتهشماري از تقويمها نيز دستاورد چنين تحريفهايي باشد. براي اثبات چنين گماني، منابع و اسناد فراواني در دست نيست. به ويژه كه متون پهلوي و نيز تاريخنامههاي سدههاي ميانه در اين زمينه سكوت كردهاند. چرا كه متون پهلوي معمولاً بازگوكننده ديدگاه رسمي دين و دولت ساساني بوده و بر تاريخنامههاي سدههاي ميانه تأثيري فراوان نهادهاند.
نگارنده بر اين باور است كه هفتهشماري و نام روزهاي آن در ايران باستان وجود داشته و تنها گاهشماري رسمي زرتشتي ساساني فاقد آن بوده است. شواهد اين فرضيه پنج دسته هستند:
نخست اينكه شمار هفتگانه روزهاي هفته، در زمانهاي بسيار دور، از اهلههاي هفت روزه ماه برگرفته شده و از آنجا كه گاهشماري مهي (قمري) سادهترين و ابتداييترين شكل گاهشماري است و تشخيص اهلههاي ماه، آسانترين و سريعترين شيوه درك گذر زمان است، بيگمان جوامع بشري از گذشتههاي دور و بدون آموختن از يكديگر، به آن پي برده و از آن بهره گرفتهاند.
دوم اينكه در شاهنامه فردوسي بيشتر از يكصد و بيست بار واژه هفته و دو بار واژه چارشنبه بكار رفته است: «ستاره شمر گفت بهرام را/ كه در چارشنبه مزن كام را». از آنجا كه شاهنامه فردوسي را ترجمان وفادار داستانها و بازگويههاي دوران باستان ميدانند، بعيد است كه استاد بدون اينكه چنين مفهومي در متون مبنا بكار رفته باشد، تا اين اندازه از آن بهره برگيرد.
سوم اينكه نگارنده در بررسيهاي تقويم آفتابي نقشرستم (كعبه زرتشت) به سازوكار تعبيهشده براي تشخيص چهار هفته شهريور ماه (آخرين ماهِ سال هخامنشي) پي برده كه جزئيات آن در كتاب «بناهاي تقويمي و نجومي ايران» باز آمده است.
چهارم اينكه متون مانوي، كاربرد فراگير و گسترده روزهاي هفته را تأييد ميكنند. در نوشتارهاي مانوي يافتشده در «تورفان» و نيز در «موگتاگ» از روزهاي يكشنبه و دوشنبه با نامهاي «مهر روز/ خور روز» و «ماه روز» ياد شده و اين دو، روزهاي روزهداري مانوي دانسته شده است. البته در متون مانوي، همراه با روزهاي هفته، از نامهاي سيگانه براي روزهاي ماه نيز استفاده ميشده است. (براي آگاهي بيشتر بنگريد به: آ. فريمن، پژوهش در متون موگتاگ، مسكو، 1962، به روسي).
پنجم اينكه متون و منابع كهن چيني نيز كاربرد هفته در ايران باستان و حتي نام روزهاي آن را گزارش كردهاند. در يك متن نجومي كهن بودايي كه در سال 759 ميلادي از سانسكريت به چيني ترجمه شده و «يانگ چينگ فنگ» در سال 764 ميلادي حاشيهاي بر آن بازنوشته است؛ از نام روزهاي هفته در زبان چيني و معادل آنها با روزهاي هفته در فارسي ميانه و سغدي ياد كرده است. در اين متن، نام ايراني روزهاي هفته كه از يكشنبه آغاز ميشوند، بدينگونه بازگو شده است: يوشمبت (روز تعطيل)، دوشمبت، سهشمبت، چرشمبت، پنجشمبت، شششمبت، شمبت. در همان متن، معادل سغدي (در ورارودان/ آسياي ميانه) اين نامها بدينگونه با مبدأ يكشنبه باز آمده است: مهر روز (خورشيد روز)، ماه روز، بهرام روز، تير روز، اورمزد روز، ناهيد روز و جيان روز (كيوان روز). همانگونه كه ديده ميشود اين نامها از نام هفت اختر سيار آسمان، يعني خورشيد و ماه و پنج سياره شناختهشده آن زمان برگرفته شده است. (براي آگاهي بيشتر بنگريد به: كونگ فانگ ژن، واژههايي از گاهشماري ايران در چين باستان، ترجمه استاد محمد باقري، در ويژهنامه تاريخ علم، تهران، 1372).
با توجه به شواهدي كه بطور خلاصه گفته آمد، به نظر ميرسد كه روزهاي هفته، همراه با نامهايي ويژه، در گاهشماريهاي ايران باستان كاربرد داشته و حتي تعطيلي روز يكشنبه در تقويم ميلادي از روز تعطيل ايراني يعني يكشنبه برگرفته شده است. ميدانيم كه نام روز يكشنبه در هر دوي آنها به يك معنا است و «Sun day» دقيقاً به معناي «خورشيد روز» است. اما در دوره ساساني و همراه با ديگر تحريفهاي بيشمار آنان از آيين و فرهنگ ايران باستان، روزهاي هفته را نيز از گاهشماري خود حذف ميكنند و تنها نام روزهاي ماه را بكار ميگيرند. آنان به احتمال براي جبران اين كمبود از روزهاي سهگانه منسوب به «دي» (روزهاي هشتم،پانزدهم و بيستوسوم ماه) همراه با «اورمزد روز» (روز يكم ماه) بجاي روزهاي تعطيل استفاده ميكردهاند. اين نكته نيز لازم به يادآوري است كه نامهاي سيگانه روزهاي ماه در همه تقويمهاي ايراني بكار رفته و خاص تقويم ساساني نيست رضا مرادي
+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 20:25  توسط هادی
|
|
|